تبلیغات
Developing Second Language - اصطلاحات سری2
 
درباره وبلاگ


سلام.
هدف از ایجاد چنین وبلاگی رفع نیاز دانشجویان مترجمی زبان است. امیدواریم که در خدمات رسانی به شما دانشجویان عزیز بتوانیم سهمی در ارتقاع سطح علمی شما داشته باشیم.


با نظرات خود ما را در این راه یاری کنید ، متشکریم .

مدیر وبلاگ : Shahram
تصویر روز
نویسندگان
فالنامه حضرت حافظ
نظرسنجی
آیا DSL Center در رفع نیاز شما موفق بوده است ؟








آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :




Developing Second Language
Live and Learn
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
شنبه 26 دی 1388 :: نویسنده : Shahram
Wet blanket
e.g.: You shouldn’t invite him to your birthday party. He is such a wet blanket!

آیه یاس، حال‌گیر
مثال: نباید اونو به مهمونی دعوت می‌کردی. او یه آدم حال‌گیری که نگو!


Knock on wood
e.g.: The children haven’t had a cold so far this winter, knock on wood!

بزنم به تخته! بزن به تخته!
مثال: بچه‌ها تو این زمستونی تا حالا مریض نشدن، بزنم به تخته!

As like as two peas in a pad
e.g.: The two sisters are as like as two peas in a pod.

مثل سیبی که از وسط نصف کرده باشند، کاملا شبیه به هم
مثال: دو تا خواهر مثل سیبی می‌مونن که از وسط نصف شده باشه.

Dog-eat-dog
e.g.: It’s pretty tough to survive in this dog-eat-dog world.

هرکی هرکی، ظالم، بی‌رحم
مثال: خیلی سخته که تو این دنیای هرکی هرکی آدم زنده بمونه.

In the same boat
e.g.: – I’m broke. Can you lend me a couple of bucks?
- Sorry, I’m in the same boat.

همدم بودن
- من ورشکسته‌ام، می‌شه یه مقدار پول بهم بدی؟
- ببخشید، منم عینهو خودتم.
1. Wet behind the ears

دهان کسی بوی شیر دادن، بی‌تجربه و خام بودن، جوجه بودن، بچه بودن

He’s too young to become a manager. He’s still wet behind the ears!

هنوز دهنش بوی شیر میده و واسه مدیر شدن خیلی جونه.



2. The party is over!

دیگه بازی تموم شد!

Freeze! Stick’em up! The party’s over!

از جاتون تکون نخورین! دستا بالا! دیگه بازی تموم شد!



3. Piece of cake

مثل آب خوردن، خیلی ساده و آسون

I’ll fix the TV in a flash. It’s a piece of cake!

تو یه چشم به هم زدن تلویزیون رو تعمیر می‌کنم. عین آب خوردنه.



4. Be up to one’s ears in something

تا خر‌خره تو چیزی غرق بودن

I’m up to my ears in debt.

تا خرخره تو بدهی گیرافتادم!



5. All ears

سرآپا گوش بودن

Well, tell me the story. I’m all ears!

خب داستان رو برام تعریف کن، سرآپا گوشم!

1. Get one’s ticket punched

شناسنامه ی کسی باطل شدن، مردن، کشته شدن

The poor man got his ticket punched while he was crossing the street!

مرد بیچاره موقع رد شدن از خیابون مرد!



2. Play it cool

خونسرد رفتار کردن، عادی رفتار کردن، آرام بودن

The cops won’t suspect anything if you play it cool.

اگه خونسر باشی پلیس‌ها چیزی بو نمی‌برن.



3. In the hole

قرض بالا آوردن، زیر بار قرض بودن، بدهکار بودن

I’m five thousand bucks in the hole. I don’t know what to do.

پنج هزار چوق بدهکارم. نمی‌دونم چه گلی به سرم بگیرم.



4. Like a bull in a china shop

دست و پا چلفتی، بی‌فکر، بی ملاحظه، بی‌احتیاط

Each time you enter the room, you knock something down. You’re really like a bull in a china shop!

هر دفه که می‌یای توی اتاق، یه دسته گلی به آب می‌دی. واقعاً که دست و پا چلفتی هستی!



5. The Kiss of death

فاتحه ی چیزی را خواندن

Yesterday’s rain was the kiss of death for our picnic.

بارون دیروز فاتحه ی گردشمون رو خوند.




نوع مطلب : اصطلاحات، 
برچسب ها :




 
   
   
قالب وبلاگ